زاد الحرکة – الشكر:
وأما الشكر فلقوله تعالى: (فَخُذْ مَا
آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ ) الاعراف :144
فالشكر هوالغاية التي من أجلها
خلق الله الأنسان قال تعالى: (وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ
لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ
وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) النحل: 78
إن العبد ليتقلب بين مصيبة
وبلاء يصبر عليها، ونعمة يشكر ربه عليها ومن أجل ذلك قال كثير من السلف: الإيمان
نصفان، نصف شكر، ونصف صبر.
وفي الحديث الصحيح: (عجبا لأمر المؤمن إن أمره كله خير،
وليس ذلك لأحد إلا للمؤمن إن أصابته سراء شكر فكان خيرا له، وإن أصابته ضراء صبر فكان
خيرا له)
وقال عمر بن الخطاب: (لو كان الصبر والشكر بعيرين لم أبال أيهما
ركبت)
فكلاهما زاد للمسلم في طريقه إلى ربه، ومن اجل ذلك تكرر في القرآن قوله تعالى:
{إن في ذلك لآيات لكل صبار شكور} [إبراهيم: 5]
إن الحركةالاسلامية لابد أن تعلم
أفرادها أن الله تعالى يبتلي بالنعم كما يبتلي سبحانه بالمحن، {ونبلوكم بالشر والخير
فتنة} [الأنبياء: 35]
إن الله تعالى قد يفتح على المسلم أبواب الخير والرزق فتنهال
عليه الأموال وتنهال عليه الأرزاق، فإن ثبته الله تعالى وأيده وجعله من الشاكرين
الذين يؤدون الحقوق ويعترفون للمنعم سبحانه بالفضل والمنة، وإلا هلك العبد وركن إلى
الدنيا وزينتها الفانية، وكانت النعمة نعمة عليه.
وصدق من قال: (إذا تتابعت عليك
نعمه وأنت مقيم على معاصيه فاحذر فإنه استدراج).
لذا وجب على الجماعة المسلمة أن
تشكر الرب تعالى على نعمه عليها وإلا زالت، أو استمرت نقمة منه سبحانه واستدراجا لمن
لم يطعه ويشكر نعمه إذا رأت الزيادة في الأنصار والأعوان فعليها بالشكر، إذا ذاع
صيتها وانتشرت دعوتها فعليها بالشكر، إذا ازدادت علما وفقها فعليها بالشكر، إذا
ازداد عددها وعدتها فعليها بالشكر.
فالشكر هو الذي يحفظ عليها هذه النعم ويجلب
لها ما لم تحصل عليه من بعد، {لئن شكرتم لأزيدنكم} [إبراهيم: 7]
لذا سمى العلماء
الشكر؛ بالحافظ والجالب، لأنه يحفظ الموجود ويجلب المفقود منها.
قال عمر بن عبد
العزيز: (قيدوا أنعم الله بالشكر(
وقال الحسن: (إذا أنعم الله على قوم سألهم الشكر
فإذا شكروه كان قادرا على أن يزيدهم وإذا كفروا كان قادرا على أن يبعث نعمته عليهم
عذابا(
ولعل سائلا يتساءل: وماذا تعنون بالشكر؟ هل هو كلمات يتمتم بها اللسان عند
حلول النعمة أم ماذا؟
ونقول: إن الشكر الذي نعنيه أشمل وأكمل من هذا بكثير إنه
يتسع ليشتمل كل أفعال وأقوال وأحوال العبد.
هذا هو الشكر الذي نريده زادا لنا،
وهو يتلخص في أمور ثلاثة:
أولها؛ شكر اللسان: وهو أن اللسان دوما يحمد الله تعالى
والثناء عليه وذكر فضله ونعمه وذكر تقصيره في شكرها.
قال سليمان: (ذكر النعم يورث
الحب لله(
ثانيا؛ شكر القلب: ويتمثل في اعتراف القلب الدائم بفضل الله عليه ودوام
شهوده لنعم الرب عليه ورؤيته لتقصيره في شكرها.
ثالثا؛ شكر العمل: وهو تصريف كل
نعمة فيما يحبه الله تعالى ويرضاه، قال تعالى: {اعملوا آل داود شكرا} [سبأ: 13]
قال أبو
حازم: (كل نعمة لا تقرب من الله فهي بلية(
فعلى الحركة الأسلامية أن تعلم أبناءها كيف
يشكرون نعمة الله عليهم باللسان والقلب والجوارح.
قال تعالى حكاية عن سليمان عليه
السلام: {هذا من فضل ربي ليبلوني أأشكر أم أكفر ومن شكر فإنما يشكر لنفسه ومن كفر فإن
ربي غني كريم} [النمل: 40]
ولنحذرهم أشد التحذير من أن يكون تتابع النعم عليهم مدعاة
لانصرافهم عن طريقهم وتخليهم عن قولة الحق أو الجهاد بحجة المحافظة على النعمة من مال
أو متاع، فإن النعم تدوم بالشكر وتزول بالكفران.
زاد و توشه
جنبش - درباره شکر:الله تعالی می فرماید: فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ
الشَّاكِرِينَ (الاعراف :144)
: پس آنچه به تو دادهام برگير و از زمره شكرگزاران باش
.
و شکر هدفی است که الله تعالی انسان را به خاطر آن آفرید هم چنانکه می فرماید:
وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا
وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ
تَشْكُرُونَ (النحل: 78 ): خداوند شما را از شكمهاي مادرانتان بيرون آورد در حالي كه
چيزي ( از جهان دور و بر خود ) نميدانستيد ، و او به شما گوش و چشم و دل داد تا ( به
وسيله آنها بشنويد و ببينيد و بفهميد و نعمتهايش را ) سپاسگزاري كنيد .
بنده الله
تعالی بین مصیبت و بلایی که بر آن صبر می کند و نعمتی که پروردگارش را به سبب آن شکر می
گوید در حال دگرگونی و تغییر است و به این سبب بسیاری از سلف گفته اند: "ایمان دو نیمه
است نیمه ای شکر و نیمه ی دیگرش صبر است."
و در حدیث صحیح آمده است که رسول اکرم
فرموده اند: "شگفتا! و عجبا! از کار مومن! چرا که همه کارهایش خیر است و هیچ کس جز مومن
این گونه نیست ،اگر امری خوشایند ومسرت بار به او رسد شکر می کند و برایش خیر است و اگر
ضرر و زیانی بدو ببرسد بر آن صبر می کند و باز برایش خیر است ."
عمر فرزند خطاب می
گوید: اگر صبر و شکر دو شتر می بودند هرگز ترس و باکی به خود راه نمی دادم که بر کدامیک
سوار شوم!
صیر و شکر زاد و توشه مسلمان در مسیرش به سوی پروردگار است، و به این
خاطر در قرآن این کلام مبارک تکرار شده که الله تعالی می فرماید:
إن في ذلك لآيات
لكل صبار شكور (إبراهيم: 5)
: بيگمان در اين كار براي هر شكيباي ( بر مصائب و بلاياي
آسماني و ) سپاسگزار ( بر انعام و عطاياي الهي ) ، دلائل بزرگي ( و نشانههاي سترگي بر
وحدانيّت خدا ) است.
جنبش اسلامی لزوما بایست اعضایش را یاد دهد که الله تعالی هم
چنانکه بنده اش را به محنت ها و مشکلات آزمایش می کند به نعمت ها نیز ابتلاء می کند:
ونبلوكم بالشر والخير فتنة (الأنبياء: 35)
: ما شما را با سود و زيان و بديها و
خوبيها ( در زندگي دنيا ) كاملاً ميآزمائيم ،
همانا که الله تعالی درهای خیر و
روزی را بر مسلمان می گشاید و پیاپی به او اموال و روزی می رساند، اگر الله تعالی او را
ثابت قدم کرد و او را یاری و از جمله شکرکنندگانی قرار داد که حقوق نعمت های پروردگار
را ادا نموده و به فضل و منت نعمت دهنده اعتراف کند ( که خیر است ) و گرنه هلاک خواهد شد
و به دنیا و زینت فانی آن میل و رغبت کرده و نعمت برای او زیان و ضرر است.
و کسی که
گفته : "اگر نعمت بر تو پیاپی فر رو ریخت و تو هم چنان در معاصی و گناهان غرق بودی
..بترس و حذر کن که آن سنت استدارج است " راست و درست گفته است.
لذا بر جماعت مسلمان
واجب است که بر نعمتی که پروردگار به او ارزانی می دارد سپاسگزار و شاکر باشد و گرنه
آن نعمت از بین می رود و یا اینکه به منزله ی نقمتی از سوی پروردگار بر آن ادامه می
یابد و کسی که او را اطاعت ننماید با استمرار نعمت بر او تدریجا به سوی عذاب کشانده می
شود ( استدراج ) و هر گاه جماعت مسلمان یاریگر و هوادار خود را در فزونی و ازدیاد دید ،
و هرگاه نام و دعوتش فراگیر گشت ، و هر گاه علم و فقهش رو به فزونی و فراوانی بود ، و
هرگاه عدد اعضا و امکاناتش بیشتر شد بر آن لازم است که شکر به جای آورد.
شکر نعمت،
نعمت را حفظ می نماید و بعد از آن، آنچه را که بدست او نیامده برایش جلب می کند :
لئن
شكرتم لأزيدنكم (إبراهيم: 7) : اگر سپاسگزاري كرديد ، هر آينه ( نعمتهاي خود را ) برايتان
افزايش ميدهم .
به همین خاطر علماء شکر را به " حفظ کننده " و " جلب کننده " نام
گذاری کرده اند چرا که شکر، نعمت موجود را حفظ کرده و نعمت مفقود و بدست نیامده را جلب
می نماید.
عمر فرزند عبدالغزیر می گوید: "نعمت های الله تعالی را با شکر بپیچانید و
محکم ببندید."
و حسن بصری می گوید: "هر گاه الله تعالی بر قومی نعمت داد از آنان شکر
می خواهد اگر او را شکر کردند الله تعالی بر ازدیاد نعمتشان تواناست و اگر کفر
ورزیدند و ناسپاسی کردند الله تعالی قادر است که نعمتش را بر آنان به عذاب تبدیل
کند."
شاید کسی بپرسد: منظور شما از شکر چیست؟ آیا شکر، کلماتی است که زبان در هنگام
ظهور نعمت بدان نطق می کند یا اینکه چیز دیگری است؟
می گوییم : شکری که ما منظورش
داریم بسیار شامل تر و کامل تر از این است، شکر همه افعال، اقوال و احوال بنده را در
برمی گیرد.
این همان شکری است که ما می خواهیم توشه و زادِ مسیرمان به سوی الله تعالی
باشد و آن در سه امر خلاصه می شود:
اولاً؛ شکر زبان، و آن اینکه زبان بنده مداوم
الله تعالی را حمد گفته و بر او ثنا و ستایش خواند و فضل و نعمتش را یادآوری کرده و
کوتاهی اش را در شکر نعمت هایش بیان دارد.
سلیمان می گوید" یادآوری و ذکر نعمت، حب
الله تعالی را به جای می گذارد."
دوماً؛ شکر قلب، که به اعتراف دایم قلب به فضل
الله تعالی و ذکر مداوم نعمت های او و دیدن تقصیر و کوتاهی اش در فریضه ی شکرانجام می
پذیرد
ثالثاً؛ شکر عمل، و و آن صرف و بکار بستن هر نعمت در راه و زمینه ای که مورد
رضا و حب الله تعالی است می باشد.
الله تعالی می فرماید: اعملوا آل داود شكرا (سبأ:
13)
: اي دودمان داود ! سپاسگزاري ( اين همه نعمت را ) ر ا عملی کنید.
ابوحازم می گوید:
"هر نعمتی که به الله تعالی نزدیک نمی گرداند آن نعمت بلاء است."
بر جنبش اسلامی
واجب است که فرزندانش را یاد دهد که چگونه با زبان، قلب و اعضای بدنشان نعمت های الله
تعالی را سپاس گویند.
الله تعالی از سلیمان علیه السلام نقل می کند که می گفت:
هذا
من فضل ربي ليبلوني أأشكر أم أكفر ومن شكر فإنما يشكر لنفسه ومن كفر فإن ربي غني كريم
(النمل: 40)
: اين از فضل و لطف پروردگار من است . ( اين همه قدرت و نعمت به من عطاء
فرموده است ) تا مرا بيازمايد كه آيا شكر ( نعمت ) او را بجا ميآورم يا ناسپاسي ميكنم
. هر كس كه سپاسگزاري كند تنها به سود خويش سپاسگزاري ميكند ، و هر كس كه ناسپاسي كند
، پروردگار من بينياز ( از سپاس او و ) صاحب كرم است .
و با شدت آنان را حذر می دهیم
که مبادا فرو ریختن پی در پی نعمت ها بر آنان به بهانه ای تبدیل شود که از مسیرشان
منحرف شده و به حجت محافظت بر نعمت چه مال و چه متاع از کلام حق و راستین کوتاه آمده
و از وظیفه ی جهاد شانه خالی کنند، چرا که نعمت با شکر تداوم می گیرد و با ناسپاسی و
کفران زوال می پذیرد.