تأسيس الحركة
بسم الله
الرحمن الرحيمِ
ان الحمد لله نحمده و نستعينه و نستغفره و نستهديه و نعوذ و بالله
من شرور انفسنا و من سيئات اعمالنا من يهديه الله فلا مضل له و من يضلل فلا هادى له و
نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ونشهد ان محمداً عبده و رسوله اما بعد:
فهذه
قواعد التى تسير عليها الحركة الأسلامية لأهل السنة و الجماعة فى ايران ليكون كل
انسان من الدواعى و المدعو على بينة و على علم تام بالحركة و بما تناضل من اجله
موافقاً لقوله تعالى((قُل هذه سبيلى ادعو الى الله على بصيرة انا ومن اتبعنى و سبحان
الله و ما انا من المشركين يوسف/108)) .
(1)تأسيس الحركة:
الحركة الأسلامية لأهل
السنة و الجماعة فى ايران حركة اسلامية مستقلة فى ايران اسست قبل نجاح الثورة بشهور و
قد مرت بمرحلتين الأولى مرحلة التبليغ و الأرشاد بصورة علنية فى المدارس و المساجد و
من بين اوساط الناس و لها تشكيلات منظمة و عاملة مع مدارس القران التى اسسها الشهيد
المظلوم العلامة احمد مفتى زاده رحمه الله بلا فرق اقتداء بقوله رسول صل الله عليه
وسلم (المومنون فى توادهم و تراحمهم و تعاطفهم كمثل الجسد الواحد اذ اشتكى منه عضو
تداعى له سائرالجسد بالسهر و احمى/البخارى)الثانيه: مرحلة المقاومة والدفاع عن النفس
ابتداء من السنة(1405ه.ق)واستمرت فى الدفاع و النضال ضد الهجمة الشيعية الشرسة اعلامياً
و عسكرياً بالمقدور و ستدوم الى النصر او الشهادة التى قال الله تعالى فى شأنهما (احدى
الحسنين)هذا فليعلم الجميع بأن مؤسس الحركة لم ولن يكون معتقداًبوجود حزبين اسلامين
فى وطن واحد فضلا عن التفرقة و الأقتتال و اما السياسة النظام الشيعية قائمة على اساس
قاعدة الأستعمارية الا و هى (فرق تسد) و هذه السياسه الأسلامية اجبرت المسلمين السنة
على الدفاع و الهروب او السكوت و التسليم لما يريد النظام و يحبه بلا قيد او شرط فلذلك
قررت الحركة على الدفاع لعقيدة اهل السنة و الجماعة و ابنائهم لأنه لم يكن امامها
خيار سوى القيام ضد هذه الطغمة الباغية مع العلم بصعوبة الأمر و مرارة الموقف و قلة
الحيلة امتثالا لأمره تعالى ((لا تَظلمون و لا تُظلمون البقرة/279)) و كذلك امتثالا
لقوله تعالى ((وَلتَكُن مِنكُم اُمَّةُ يَدعُونَ الَى الخَيرِ وَ يأمرون بِالمعروفِ
وَينهون عَنِ المُنكَرِ وَ أُولئِك هُم المُفلِحون ال عمران/104)).
ترجمه:
ان الحمد لله نحمده و نستعينه و نستغفره و نستهديه و نعوذ و بالله من شرور انفسنا و
من سيئات اعمالنا من يهديه الله فلا مضل له و من يضلل فلا هادى له و نشهد ان لا اله الا
الله وحده لا شريك له ونشهد ان محمداً عبده و رسوله اما بعد:
این نوشتار حاوی
قواعد و ارکانی است که حرکت اسلامی اهل سنت و جماعت ایران بر آن سیر می کند تا همگی اعم
از داعی ( دعوت گر) و مدعو( کسی که دعوت می شود) نسبت به ماهیت حرکت و اهدافی که برایش
مبارزه می کند علم تام و حجت روشن داشته باشند هم چنانکه پروردگار می فرماید:
قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَ مَنِ
اتَّبَعَنِي وَ سُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( یوسف :
108)
: بگو : اين راه من است كه من ( مردمان را ) با آگاهي و بينش به سوي خدا ميخوانم
و پيروان من هم ( چنين ميباشند ) ، و خدا را منزّه ( از انباز و نقص و ديگر ناشايست )
ميدانم ، و من از زمره مشركان نميباشم ( و كسي و چيزي را شريك خدا نمي انگارم
)
تاسیس حرکتجنبش يا حركت اسلامي اهل سنت و جماعت ايران
جنبشي مستقل اسلامي است كه چندین ماه قبل از پیروزی انقلاب ایران تاسیس شد (1399 ه.ق
برابر با 1357 ه. ش) و دو مرحله مهم را گذراند.
مرحله ی اول ، مرحله ی تبلیغ و دعوت
به صورت علنی و آشکار در مدارس، مساجد و میان عامه مردم بود که این مرحله را با
تشکیلات منظم و کارا همراه با مدارس قرآنی که شهید مظلوم احمد مفتی زاده " رحمه الله
" تاسیس کرده بود انجام داد زیرا در واقع جنبش با اقتدا به گفتار پیامبر هیچ خط و مرزی
برای همکاری با دیگر مسلمانان قائل نبوده و نیست . پیامبر می فرمایند:
تری
المومنین فى توادهم و تراحمهم و تعاطفهم كمثل الجسد الواحد اذ اشتكى منه عضو تداعى له
سائرالجسد بالسهر و الحمى (صحیح بخاری)
: مومنان را می بینی که در دوستی و مهربانی و
عطوفتشان مانند جسد واحدی هستند که اگر عضوی از آن به درد آید دیگر اعضا را به مشارکت
در بی خوابی و تب فرا می خواند.
مرحله دوم، مرحله ی مقاومت و دفاع از اهل سنت (
سال 1405 ه.ق برابر با سال 1363 ه.ش).
در این مرحله بر دفاع و جهاد علیه هجوم گسترده ی
تبلیغاتی و تسلیحاتی حکومت شیعه تا حد توانایی پایداری کرد و هم چنان بر راهی که
پایانش نصرت و یا شهادتی است که خداوند در شأنشان می فرماید ( احدی الحسنیین: يكي از دو
نيكي) تداوم دارد.
کم و بیش همگان بر مواضع جنبش اطلاع یافته اند اما جهت ازاله هر
گونه شک و شبهه نسبت به موجودیت خود، تاکید می کند که موسس حرکت " ماموستا عبدالقادر
توحیدی " نه در گذشته و نه در حال اعتقادی به وجود دو حزب اسلامی – چه رسد به اختلاف و
دعوا - در سرزمینی واحد نداشته و ندارد.
اما سیاست نظامی شیعی مدار، بر قاعده ی
استعماری ( فرق تسد: تفرقه بینداز و سروری کن) استوار است و این سیاست قبیح، مسلمانان
اهل سنت ایران را دسته دسته و گروه گروه کرد که عده ای رویکرد دفاعی اتخاذ کرده، و عده
ای پا به فرار و یا به ذلت سکوت و تسلیم در مقابل خواست و میل نظام بدون هیچ قید و شرطی
روی آوردند. به همین خاطر جنبش رویکرد دفاع از عقیده اهل سنت و جماعت و دفاع از
فرزندانش را اتخاذ نمود زیرا علی رغم دشواری امر ،تلخی موضع گیری مسلحانه و قلت قدرت
وتوانایی، غیر از قیام مسلحانه علیه طاغوتی ستمگر انتخاب دیگری برایش میسر نبود، و
این موضع گیری انقیاد و امتثال فرامین پروردگار صاحب عزتی بوده که می فرماید:
لا
تَظلمون و لا تُظلمون ( البقره: 279)
: نه ستم مىكنيد و نه ستم مىبينيد.
و باز
می فرماید:
وَلتَكُن مِنكُم اُمَّةُ يَدعُونَ الَى الخَيرِ وَ يأمرون
بِالمعروفِ وَينهون عَنِ المُنكَرِ وَ أُولئِك هُم المُفلِحون ( آل عمران:104)
:
بايد از ميان شما گروهي باشند كه ( تربيت لازم را ببينند و قرآن و سنّت و احكام شريعت
را بياموزند و مردمان را ) دعوت به نيكي كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند ، و
آنان خود رستگارند .