اخبار

آزادي سه نفر از بازداشت شدگان شهرستان جوانرود( استان كرمانشاه )

bazdasht.jpeg بعد از گذشت 50 روز از بازداشت سه نفر از شهرستان جوانرود به نامهاي رستم، ايوب، محمد علي برزگر بدون اثبات يا تفهيم هيچ جرمي با وثيقه هاي 15 ميليوني آزاد شدند نامبردگان تحت شرايط سخت جسمي ورواني در مدت بازداشت در سلول انفرادي نگه داشته شده و از ارتباط با خانواده هايشان محروم بوده اند. محل بازداشت اين افراد حفاظت اطلاعات استان كرمانشاه واقع در ميدان نفت اين شهر بوده است.حكومت ايران هر از چندگاهي تعدادي از جوانان اهل سنت را دستگير كرده و بعد از تحت فشار قرار دادن جسمي و روحي اين افراد بدون هيچ تفهيم اتهامي برخي از آنان را با وثيقه هاي سنگين آزاد كرده وبرخي ديگر همچنان در بلا تكليفي به سر مي برند.

انتقال دستگیرشدگان بوکان از تهران به ارومیه .

dastband.jpg طبق گزارش رسیده دستگیر شدگان بوکان از جمله ملا محمدبرایی که برای بازجویی به بند 209 زندان اوین انتقال داده شده بودند بار دیگر از تهران به بازداشتگاه ارومیه منتقل شدند . لازم به ذکر است بازداشت این افراد همچنان در سلولهای انفرادی ادامه دارد و ملا عثمان كه یکی از بارزترین ماموستا های اهل سنت وجماعت در شهرستان سقز است به همراه سه نفر دیگر از اهالی اين شهرستان همچنان در سلولهای انفرادی در بازداشتگاه ارومیه در بازداشت هستند

بلاتکلیفی بازداشت شده گان شهرستان جوانرود.

bazdasht.jpeg علی رغم گذشت بیش از سی روز از بازداشت تعدادی از جوانان اهل سنت شهر جوانرود هم چنان نسبت به دستگیری و بازداشت آنان به خانواده هایشان توضیحی داده نشده است. اگر چه دو نفر از بازداشت شده گان بعد از سپری کردن 36 روز بازداشت در سلول انفرادی آزاد گشتند اما 4 نفر دیگر به نامهای : رستم، محمد علی، کمال، ایوب و فاروق در بازداشت به سر می برند. حكومت ايران براي جلوگيري از هرگونه فعاليتهاي مذهبي وفرهنگي جوانان اهل سنت هر از چند گاهي تعدادي از اين جوانان را بازداشت مي كند.

بلاغت وتملق درباري: جسمي و جاني و روحي فداکُما !!!

ee.jpg كمتر بيننده‌اي است كه سخنراني هاي حیدر رحیم پورازغدی را كه بطور مكرر وبي وقفه از كانالهاي صدا وسيما ايران پخش مي شود را نديده ويا نشينيده باشد وجامعه اهل سنت ايران نيز بخاطر توهين هاي رحيم پور به ائمه وعلماي بزرگ اهل سنت از جمله امام اعظم ابوحنيفه و شيخ الاسلام ابن تيميه ومحمد بن عبدالوهاب جز ذاكره اي تلخ از اين چهره فيلسوف نما به ياد ندارد. ولي با وجود آنكه شخصيت ويا ايدئولوژي نيست كه از تجريحات كوته بينانه وي در امان باشد اما در نامه خود خطاب به خامنه اي و احمدي نژاد آنچنان به تملق وصحنه آرايي چشمان اشكبارش پرداخته كه فراموش كرده است كه"جان" بمعناي روح وروان لغطي فارسي است نه عربي . بدين خاطر در همان ابتدا خطاب به اين ولي و آن اميرش مي گويد: جسمي و جاني و روحي فداکُما..

محاربه با خدا:حكم آناني كه از مساجد دفاع مي كنند.حافظ عبدالرشيد با قيد 70 ميليوني آزاد شد!!

2ho89xv.jpg ...اما تفسير سران حكومت ايران از خدا همان نيروي قاهره اي است كه هرآنچه بخواهد انجام مي دهد وهرچه انجام دهد حق وصواب است ودر بينش آنان اين يعني ولايت فقيه . (نعوذ بالله من هذا الكفر) حال مي‌توان فهميد كه با چه بينشي حكومت ايران با نام محاربه با خدا علماء را به قتل مي رساند وخون جوانانش را حلال مي كند وحتي دست به تخريب مساجد مي زند واگر كسي هم فريادي برآرد يا حتي از مساجد وقرآن دفاع كند با حكم محاربه با خدا يا همان استبدا ولايت فقيه بايد تاوان اين جرمش را بپردازد.حافظ عبدالرشید، امام جمعه اهل سنت شهرستان زابل...

همدردي مردم افغانستان،عراق وتركيه با كردهاي ايران ومحكوم نمودن اعدامهاي اخير

.jpg صدها تن از مردم افغانستان روز پنج‌شنبه، در شهر جلال‌آباد برای اعتراض به اعدام شهروندان ایرانی و افغانی توسط حکومت ایران دست به تظاهرات زدند...تعدادی از فعالان سیاسی، مدنی و روزنامه نگاران کرد تحت عنوان "ستاد هماهنگی بزرگداشت شهدای کرد زندان اوین" در کردستان عراق اعلام اعتصاب و تحصن اعتراض آمیز کردند...کردهای ترکیه در اعتراض به اعدام فرزاد کمانگر و شهیدان ١٩ اردیبهشت . کردهای ترکیه به نقطه صفر مرزی آمده

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران :تظاهرات كنندگان كابل حاميان ريگي بودند

gg.jpg هفته گذشته و با انتشار خبرهایی در مورد اعدام شمار نامعلومی از پناهجویان افغان توسط مقامات قضایی ایران، تظاهراتی در برابر سفارت ایران در کابل برگزار شد که با شعارهای تند علیه مقامات ایرانی همراه بود. تظاهرکنندگان کابل از روند قضایی ایران انتقاد کردند و تصاویر رهبران ایران را به آتش کشیدند. روز دوشنبه، 20 اردیبهشت ، خبرگزاری کار ایران - ایلنا - متن مصاحبه با رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در مورد تظاهرات اخیر کابل...

اعدام فعالان سياسي كرد

eedam.jpg حكومت ایران سحرگاه یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه، دست به جنايت ديگري زد جنايتي كه بيانگر اوج اختناق و استبداد حكومت ايران ومظلوميت اقوام ايراني بخصوص قوم كرد بود. پنج فعال سياسي به نام هاي فرزاد كمانگر«علی حيدريان»،«فرهاد وكيلی»، «شيرين علم هولی»و « مهدی اسلاميان» كه مدتها در زندان بودند صبح امروز اعدام شدند. در اطلاعیه دادستانی تهران از این افراد به عنوان...

آزادی مولوی علی‏رضا رسولی به شرط عدم فعالیت دینی

band.jpg به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سنی‏آنلاین، مولوی علی‏رضا رسولی از علمای جوان مشهد که در تاریخ 19 اسفند 88 دستگیر شده بود، روز شنبه 21 فروردین آزاد شد.
مولوی رسولی که در شهر مشهد مشغول فعالیت بود روز چهارشنبه 19/12/88 توسط نیروهای امنیتی استان خراسان رضوی دستگیر شده بود.
گفتنی است آزادی وی به شرط عدم فعالیت دینی - فرهنگی در شهر مشهد صورت گرفته است.

مجسمه های تهران واقعاً دزدیده شده اند یا اينكه دستكير شده اند ؟

133424_957.jpg ...اگر در معابر عمومی ، سرقت هایی به این بزرگی می شود و پلیس متوجه نمی شود ، وای بر ما و خانه ها و ماشین ها و بچه های مان که دزدها برای بردن این ها نه دستگاه برش می خواهند و نه جرثقیل
اگر هم دزدیده نشده اند ، پس ماجرا چیست؟برخي هم از زاويه اي ديگر به موضوع نگاه ميكنند آنان با توجه به اوضاع داخلي ايران مي گويند : اصلاً دزدي دركار نبوده است بلكه اين مجسمه هارا دستگير كرده اند كه آنها هم اعتراف كنند كه در فتنه دست داشته اند بخصوص مولوي با آن شال سبز رنگش وستارخان را هم دستگير كرده اند كه اعتراف كند او ديگر سردار ملي نيست وبعيد نيست ...

فيلم "حق اليقين" :حكومت ايران و قضيه فلسطين

haq.GIF... اما حكومت ايران از اين شعاراستفادهاي وافري برد چرا با نام دفاع از مظلوميت اهل فلسطين توانست نفوذ خود را در ميان شعب مسلمان گسترش دهد وغفلت وعدم شناخت آنان نسبت به حكومت شيعه ايران و نواياي فتنه انگيزانه اش راه را براي نفوذ ايران در منطقه فراهم كرد نفودي كه امروز انكار آن حتي در حد سخن نيز امكان پذير نيست. وهر روز ملت هاي مسلمان شاهد دستان فتنه انگيزانه ي حكومت ايران در سرزمينشان هستند دستاني كه ديروز در پاكستان ،عراق ولبنان امروز در يمن و عربستان وفردا هم...فرزندانشان را به جان هم انداخت وآسايش وامنيت را از آنان سلب نمود...لينك دانلود

سند ابطال: اقامه نماز دانشجويان اهل سنت در مسجد جامع اهلسنت در ام القري اسلام(تهران)!!!

zahdanpres.JPG روزنامه الشرق الاوسط در يكي از مقالهايش به اوضاع اهل سنت وعملكرد تبعيض آميز حكومت ايران نسبت به اهل سنت ايران پرداخته است در اين مقاله آمده است كه: دولت ایران اقامه نماز جماعت اهل سنت در دانشگاهها و پادگان ها را ممنوع کرده و یا بسیار محدود کرده است!. كه اين مقاله اسباب عصبانيت دولتمداران را در پي داشت . و از آنجا كه در اين مقاله به سخنان امامان جمعه اهل سنت وجناب مولانا عبدالحميد استناد شده است بنابراين با مورد اتهام قرار دادن روزنامه الشرق الاوسط وبه دنبال آن علماي اهل سنت...

سايت غريبان فيلتر شد.

.jpg اگرچه چند صباحي بيش از عمر سايت غريبان نمي گذرد اما حكومت ايران اختناق روز افزوني كه برجامعه ايران بخصوص اهل سنت بود را به دنيا مجازي اينترنت نيز وارد نمود وبا به كارگيري سيستم جديد فيلترينگ تقريبا تمامي سايت هاي مذهبي وخبري-تحليلي اهل سنت را فيلتر نموده است كه سايت غريبان نيز از آن جمله است.مديريت سايت غريبان از كاربران خود مي خواهد تا زمان اجراي اقدامات لازم از روش هاي معمول براي عبور از فيلتر استفاده نمايند.

مشاركت در طرح جامع جمع آوري اطلاعات جامعه اهل سنت ايران

.bmp فضاي اختناق وامنيتي حكومت ايران بخصوص در مورد عملكرد آن نسبت به جامعه اهل سنت ايران يكي از مهمترين دلايل برعدم وجود اطلاعات دقيق آماري در مورد جامعه اهل سنت ايران است. وبا وجود آمارگيرهاي متعدد از سوي حكومت در زمينه هاي گوناگون آماري هنوز اطلاعات دقيقي حتي در مورد آمار جمعيتي جامعه اهل سنت در دست نيست. وبا هر گونه اقدام در اين راستا بشدت برخورد خواهد شد. يكي ديگر از علل عدم وجود اين اطلاعات آماري مضمون ومحتوي

چهارمین نامه محمد نوری زاد: رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست

azadibayan.jpg بي بي سي :محمد نوری زاد، روزنامه نگار و سینماگر ایرانی که به دلیل نوشتن نامه های انتقادآمیز به رهبر ایران، بازداشت شده و به چند سال زندان محکوم شده است، در چهارمین نامه خود به آیت الله علی خامنه ای، باز هم انتقاداتی از عملکرد او مطرح کرده است.آقای نوری زاد پیش تر سه نامه سرگشاده به خامنه ای نوشته بود که ...

 

شیخ ضیایی " رحمه الله"

گذري كوتاه بر زندگي شهيد شيخ محمد ضيايي (رحمه الله)

قال الله تعالي: «من المومنين رجال صدقوا ما هاهدوا الله عليه فمنهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا»[2]؛ در ميام مومنان مرداني هستند كه با خدا راست بوده اند در پيماني كه با او بسته اند. برخي پيمان خود را بسر برده اند (و شربت شهادت سر كشيده اند) و برخي نيز در انتظارند (تا كي توفيق رفيق مي گردد و جان را به جان آفرين تسليم خواهند كرد). آنان هيچگونه تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود نداده اند (و كمترين انجرافي و تزلزلي در كار خود پيدا نكرده اند.

ولادت، خانواده و تربيت اسلامي

شيخ محمد ضيايي فرزند محمد صالح فرزند اسماعيل فرزند شمس الدين روز چهارشنبه 13 تير ماه 1318 (هـ.ش) مطابق با 17 جمادي الاول 1358 (هـ.ق) در خانواده اي مومن و متدين در روستاي هود از توابع بخش اوز لارستان فارس متولد شد. پدرش حاج محمد صالح امام جماعت روستا بود و اين منصب را از آبا و اجدادش كه همگي تا پنج پشت امام جمتعت و قاضي هود بودند به ارث برده بود. مردم اختلافات، مسائل و مشكلات ديني و اجتماعي خود را نزد او حل مي كردند و بدين سبب او را قاضي مي ناميدند حاج محمد صالح علوم ديني را در مدرسه شيخ احمد فقهي در اوز فرا گرفته بود. بسيار مطالعه مي كرد و به دليل حافظه قويش از معلومات ديني، تاريخي و ادبي خوبي برخوردار بوده و از اين نظر سرآمد بزرگان منطقه به حساب مي آمد.

مسجد جامع روستا را خود اداره مي كرد و خودش اذان مي گفت: مي گويند صداي بسيار رسايي داشت به گونه اي كه صداي اذان او از فاصله 5 كيلومتري –در آن زمان بدون بلندگو- شنيده مي شد. به تربيت فرزندانش بسيار اهميت مي دادو با وجودي كه به كشاورزي و باغداري هم مشغول بود و لي اجازه نمي داد حتي يك وعده به نماز جماعت مسجد نرسد. مادر شهيد نيز از خانواده اي متدين و اهل علم از شيوخ روستاي هَرم بود. محمد در چنين محيطي و زير نظر چنين پدر و مادري پرورش يافت.

در جستجوي علم و دانش

دوران كودكي را در روستاي خود پشت سر گذاشت، مدت يك سال يا بيش در روستاي بيدشهر در مكتبخانه مرحوم سيد عقيل كاملي – دايي مادرش- به فراگيري قرآن مشغول بود. چهار سال از دوران دبستان را در روستاي كوره سپري كرد. پس از آن به تشويق پدرش به مدت 4 سال در مدرسه ديني اوز – مدرسه شيخ احمد فقيهي – به تحصيلات ديني پرداخت. سپس به اصرار خودش و تشويق مادرش به قصد ادامه تحصيلات ديني راهي خارج كشور شد. در ابتدا پدرش مخالف خارج رفتن محمد بود و اصرار داشت كه او تحصيل علوم ديني را در همان مدرسه اوز به پايان رساند و در غير اينصورت به كشاورزي و باغداري مشغول شود. اما اصرار شهيد براي تحصيل در مدينه منوره و پشتيباني مادرش باعث شد تا پدرش در سال 35 يا 36 شمسي او را به قطر بفرستد. در آن زمان شيخ 17 يا 18 ساله بود. مدت 6 ماه در آنجا مشغول كار بود. تا اينكه حاج صديق منصوري يكي از علماي منطقه مقيم خارج از كشور كه پيش از او از روستاي كوره به مدينه رفته بود ضمن نامه اي به شهيد خبر مي دهد كه براي او در دانشگاه مدينه منوره ثبت نام كرده است و بهتر است هرچه زودتر راهي مدينه شود. شهيد براي كار، قرارداد يكساله داشت اما پس از دريافت نامه در حاليكه شش ماه از قراردادش گذشته بودبدون گرفتن حقوق، كارش را رها كرده و همراه كاروان حج از قطر رهسپار مدينه منوره گرديد.

سال 1336 هـ.ش در سن 18 سالگي وارد مدينه شد. تحصيلات خود را همراه با حاج صديق منصوري بصورت غير رسمي شوع مي كند. در آن زمان هنوز دانشگاه مدينه افتتاح نشده بود ابتدا در مدرسه «دارالحديث» درس مي خواندند. بيشتر علوم ديني را در حلقه هاي درسي كه علماي مدينه در حرم نبوي تشكيل مي دادند فرا گرفتند. اين حلقه هاي درس در روضه مسجد النبي برگزار مي شد. در آن مكان شريف صحيح بخاري، صحيح مسلم، سيرت و تفسير را نزد شيخ محمد مختار شنقيطي آموخت. «احياء علوم الدين» امام محمد غزالي را نزد شيخ ابراهيم خُتًني كه اصليتش ايراني و فارسي زبان بود فرا گرفت. قرآن را هم در روضه حفظ كرد. در حلقه درس حديث در هر جلسه حديث جديد را با شرح و تفسير و دلايل مي خواندند و در جلسه بعد از اول شروع كرده تا به حديث جديد مي رسيدند. شيوه درس خواندنشان به گونه اي بود كه شهيد پيش از ورود به دانشگاه چندين برا صحيح بخاري و صحيح مسلم را دوره كرده بود. پيش از ورود به دانشگاه حافظ كل قرآن شد. 4سال بدين شكل بصورت غير رسمي علوم ديني را كسب كرد يكي از همدوره رهاي عرب شهيد در دانشگاه مدينه پس از شهادتش در مورد وي گفته بود: دخل الجامعة و هو مجتهد.

وقتي در سال 1340 هـ.ش دانشگاه مدينه افتتاح شد، شهيد جزء اولين گروه دانشجويان اين دانشگاه بود. شهيد ضيايي و حاج صديق منصوري تنها ايرانيان دانشگاه مدينه بودند. به تشويق و تاكيد شهيد، برادرش شيخ عبدالوهاب نيز در همان سال به مدينه رفت و يك سال بعد به عنوان سومين ايراني وارد دانشگاه مدينه شد. دانشگاه مدينه شامل چهار بخش مقدماتي، اعدادي، ثانوي و دانشگاه بود. شهيد ضيايي از دوره ثانوي شروع به تحصيل كرد كه معدل دوره دبيرستان اينجاست. تحصيلات دانشگاهي را در رشته شريعت گذراند. در طول تحصيلات همواره جزء دانشجويان ممتاز بود. به اندازه اي كه به زبان عربي مسلط بود كه خود مي گفت: «در مدينه وقتي عربي صحبت مي كردم كسي متوجه ايراني بودنم نمي شد.»

پس از 8 سال با مدرك ليسانس در رشته شريعت با درجه جيد جيدا از دانشگاه مدينه فارغ التحصيل شد. از جمله اساتيد وي در دانشگاه: عبدالمحسن عباد، شيخ عيبدالعزيز بن باز (رئيس انشگاه) و شيخ محمد امين شنقيطي بودند، لازم به ذكر است كه شهيد در تمام مدت تحصيل و اقامت در مدينه منوره از حمايتهاي مالي و غير مالي و راهنمايي هاي مرحوم شيخ عبدالرحيم انصاري يكي از علماي ايراني ساكن مدينه برخوردار بودند. شهيد ضيايي در مجموع حدود 13 سال در مدينه منوره به سر بردند و در اين مدت 13 بار به سفر حج مشرف شد.

بازگشت براي ترويج هدايت و روشنگري

شهيد در سال 1347 هـ.ش به ايران بازگشت. يكسال در روستاي خود – هود- ماند. در همين سال اولين نماز تراويح با ختم كل قرآن به امامت وي در روستاي قلات برگزار شد. سپس به منظور استخدام در آموزش و پرورش راهي تهران شد. در آنجا سه شهر تهران، مشهد و بندرعباس را به منظور تدريس در دبيرستان به او پيشنهاد كردند. شهيد به تشويق و راهنمايي فرد بزرگواري بنام عبدالرحمن فرامرزي، بندرعباس را انتخاب كرد. از سال 48 مقيم بندر عباس شده و به عنوان دبير دبيرستانهاي بندر عباس شروع به تدريس دروع عربي كردند. شهيد دو شغل را بسيار دوست داشت، طبابت و تدريس. از همين سال تا 57 همراه با پيروزي انقلاب ايران، تقريبا هر سه سال به عنوان مدير كاروان حج به سفر حج مي رفتند. مجموعا در طور عمرشان بيش از 20 بار به سفر حج رفته اند كه آخرين برا پس از انقلاب بوده است. پس از بازگشت به ايران، شهيد تلاش خود را براي فرستادن جوانان و نوجوانان اهل سنت به منظور تحصيل به دانشگاه مدينه آغاز كرد و تا چند سال به اين كار ادامه داد. تعداد كساني كه ايشان زمينه تحصيلشان را در مدينه فراهم نمود بسيارند. از جمله آنها علماي برجسته اي چون شيخ عبدالكريم محمدي، سيد احمد يگانه، شيخ صالح انصاري، شيخ محمد صالح پردل و … را نام برد. از سال 48 تا 72 هر سال امامت نماز تراويح و قيام را در مسجد گله داري بندرعباس به عهده داشت. و تمام اين سالها در رمضان، هر شب پس از نماز راويح سخنراني مي كردند كه اكثرا بصورت پرسش و پاسخ بود، كه مشتاقان زيادي داشت.

مبارزه با جهل، بي ديني و نفاق

وقتي شهيد از سال 48 فعاليت مذهبي خود را شروع كرد با مردمي روبرو بود كه از دين و مذهب چيز زيادي نمي دانستند و زمينه بي ديني و گمراهي با توجه به وضعيت پيش از انقلاب، فراهم بود. از همان ابتداي فعاليت همواره با تهديدات، تمسخرها و مخالفت هاي افراد بي دين و منافق روبرو بود. از جمله اين افراد، كسرويها و بهايي ها بودند كه مدتي بود در ميان اهل سنت نفوذ كرده و پيرواني داشتند يكي دو سخنراني تند شهيد عليه آنها اناجم مي داد، مانند مخالفت با شركت چنين افرادي در تشييع جنازه ها، منجر به توطئه اي شد كه در سال 53 عليه وي طرح ريزي كردند. در اين حادثه شيخ ضيايي با خوردن شربتي مسموم در خانه يكي از اين افراد دچار ناراحتي اعصاب شد. پس از مدتي تحمل بيماري، در شيراز تحت درمان قرار گرفت و بعد از سه – چهار ماه مشكلات روحي رواني بهبود يافت.

تاسيس مدرسه علوم اسلامي اهل سنت در بندرعباس

در سال 1360 هـ.ش مدرسه ديني بندر عباس را تاسيس كرد. اگر چه ابتدا با مخالفتهايي روبرو شد، اما با حمايت جناب آقاي حقاني نماينده وقت بندر عباس در مجلس توانست اجازه تاسيس مدرسه را بگيرد. تنها گردانندگان مدرسه در بدو تاسيس شهيد ضيايي و مولوي محمد حسن واحدي (افغاني) و تعداد طلبه هاي در اين سال 40 نفر از مناطق مختلف جنوب بودند. دروسي كه خود شهيد تدريس مي كرد، تفسير، حديث، سيرت، نحو و ميراث بود. مدرسه بندر عباس اولين مدرسه اهل سنت در ايران بود كه كلاس بندي شده و طلاب دروس ديني و دولتي را با هم مي خوانند. در ساير مدارس در آن زمان هر چند سابقه بيشتري داشتند فقط دروس ديني را مي خواندند. شهيد اكثر اوقات خود را در مدرسه مي گذراند فاصله منزلش تا مدرسه حدودا پنج كيلومتر بود اما با اين وجود بيشتر نمازها را در مدرسه با طلاب مي خواند. رابطه خوبي با طلبه ها داشت و مواقع لزوم براي آنها به منزله پدر بود. به گونه اي كه شاگردانش مشكلات خانوادگي، مالي و … خود را نيز با وي در ميان مي گذاشتند. او معتقد بود كه مدرسه را خدا اداره مي كند و نه شخص خاصي. و وجود يا عدم وي هيچ مشكلي در روند اداره مدرسه ايجاد نخواهد كرد. همواره مي گفت: «هر چه دارم از بركت مسجد رسول الله و مدينه منوره است، اگر خوبي مي بينم از بركت آيات و احاديثي است كه در روضه خوانده ام و اگر بدي مي بينم از خودم است»، مدرسه بيش از هر چيزي برايش اهميت داشت.

معتقد بود اداره مدرسه بايد توسط شوراي مدرسين باشد نه شخص واحد. از جمله طلبه هاي كه در سال افتتاح مدرسه درس خوانده و هم اكنون مدرس هستند عبارتند از: شيخ نادر بيگدلي، شيخ محد هادي جلالي، شيخ عبدالعزيز افراز و شيخ محمود طارم.

سلوك اخلاقي و كمالات انساني و ايماني شيخ شهيد

رابطه شهيد با مردم بسيار خوب و به صله رحم بسيار اهميت مي داد. در حل و فصل مشكلات نيازمندان نهايت تلاش خود را مي كرد. با افرادي كه بنيه مالي ضعيفي داشتند به گونهاي بر خورد مي كرد كه هرگز احساس حقارت نمي كردند. اما به يقين آنچا بيشترين تاثير را بر مردم بخصوص جوانان مي گذاشت سخنرانيهاي جذاب و جامع ايشان بود. موضوعات سخنراني ايشان همواره بر محور تبليغ دين و بيان شيوا و درس آموز تاريخ اسلام قرار داشت. هرگز در هيچ سخنراني و هيچ خطبه اي به هيچ مذهب و فرقه ي اسلامي توهين نمي كرد. شهيد معتقد بود براي تبليغ دين هيچ نيازي به كوبيدن و توهين نيست. در همه چيز ميانه رو بود. با وجودي كه اكثر خطبه هاي جمعه را خود ايراد مي كرد، اما هر گز از اين جايگاه براي توهين به سايرين استفاده نكرد و ليكن ظاهرا آنچه براي منافقين قابل تحمل نبود همان تبليغ اسلام بود.

هنگام رفع مشكلات ديگران هيج توجهي به مذهب شخص محتاج نمي كرد. به نماز بسيار اهميت مي داد بويژه نماز صبح ا جماعت مسجد. فرزندانش را از هفت-هشت سالگي به مسجد مي برد بخصوص براي نماز صبح.

هنگامي كه راهي مسافرت مي شد تنها توصيه اش اين بود كه: بي نماز نشويد. همواره دوست داشت كه فرزندانش چه دختر و چه پسر تحصيلات عاليه داشته باشند. با بچه ها بسيار مهربان بود و مخالف تنبيه بدنيشان بود. براي سادات احترام خاصي قايل بود. و بطور كلي آنچه باعث محبوبيت و احترام وي نزد ديگران مي شود. اخلاق ايشان و تواضع و فروتنيشان در برخورد با مردم چه شيعه چه سني بود.

خوني كه چراغ هدايت و بيداري را بر افروخت

شيخ محمد ضيايي پس از عمري دعوت. در سن 55 سالگي در روزي ما بين چهارشنبه 22 تيرماه 1373 تا چهار شنبه 29 تيرماه 1373 مطابق با 4 الي 11 صفر 1415 ه_.ق به جرم مبلغ اسلام بودن توسط افرادي كوردل. جنايت كار از خدا بي خبر و شقي القلب به درجه رفيع شهادت رسيد. شهادت شيخ آخرين و بزرگترين افتخار در زندگي دنيوي او بود كه به آن نايل آمد.

جالب اينجاست كه دشمنان اسلام تصور مي كردند كسي كه مدرسه ديني و اهل سنت جنوب را رهبري مي كند شهيد ضيايي است. اما وقتي پس از شهادت او مدرسه اي كه با اخلاص او اداره مي شد. استوارتر از هميشه به كار خود ادامه داد و نوارهاي سخنراني او بين مردم دست به دست شد. بسياري دير پي به اشتباه خود بردند. مراسم تشييع جنازه اي كه مردم براي او ترتيب دادند و نه خانواده وي, بي نظير بود و شايد قاتلين شهيد حتي تصور نمي كردند آن جنايت چنين پيامدي داشته باشد. نه تنها از طرفداران شهيد كاسته نشد بلكه كساني كه تا آن روز نام ضيايي را هم نشنيده بودند, آن روز شنيدند و مشتاق شناختن او شدند. اغراق نيست اگر بگوييم شيخ ضيايي دائره المعارفي از تاريخ اسلام و احكام اسلامي بود كه جامعه اهل سنت از دست داد. اما بدون شك شاگرداني از خود بجاي گذاشت كه توانستند جاي خالي او را پر كنند.

دنيا و هرچه بود به دنيا نهاد و رفت

و چون لاله داغ بر دل صحرا نهاد و رفت

مثل عبور حادثه از مرز التهاب

بر روي لحظه هاي خطر پا نهاد و رفت

مثل نسيم خانه به دوش زمانه بود.

All Rights Reserved ©2009

Designed by HanarWebHost